مسيح ذبيحى
177
استرآبادنامه ( سه سفرنامه ، وقفنامه وسرگذشت ) ( فارسى )
خوبى دارد . رودخانهء هراز كه از پاى كوه مىرود مثل آنست كه كوه دماوند از وسط دريا بيرون آمده باشد . لاسم « 1 » قريهايست كه قريب يكصد و پنجاه خانوار جمعيّت دارد و لوازم آذوقه همه چيز در آنجا تحصيل مىشود . در اين ده جاى مناسبى براى ماندن ندارد و ناچار يك فرسنگ از آنجا دور شديم و در كنار يك نهر / 233 / بزرگى كه سمت غربى داخل رودخانهء هراز مىشود چادرهاى خود را برپا نموديم و شب را در آنجا بيتوته كرديم . منزل پانزدهم از لاسم « 2 » به چمن ارجمند در اين روز هفت ساعت و يك ربع كم به ظهر مانده به لاسان حركت كرديم و به سمت شرقى درّه كه يك ميدان عرض داشت رفتيم . زراعتها همه رسيده وقت درو بود . نيم ساعت كه طى مسافت كرديم از درّهء انگمار كه در سمت راست واقع است و يك نهر عظيم از وسط آن جارى است گذشتيم . شاهنشاه مكرّر به اين درّه تشريف بردهاند . انگمار خيلى جاى با صفايى است . چشمههاى آب و بيدستان زياد دارد . از انگمار راه باز هم به سمت شرقى مىرفت و متدرّجا ارتفاع پيدا مىكرد . در ساعت شش و ربع به ظهر مانده به سه هزار و دويست و پنجاه ذرع ارتفاع رسيديم و بعد در آخر درّه از يك كوهى بالا رفتيم كه سه هزار و پانصد ذرع ارتفاع داشت و از آنجا از سمت شمال غربى قلهء كوه دماوند نمايان بود و از ده فرسنگى قلّه يك كوه بلندى كه سه هزار و نهصد ذرع ارتفاع داشت مشاهده مىشد . تاكنون اين كوه در هيچ نقشهاى معيّن نشده است . بعد از آنكه ما تحقيق كرديم گفتند به قدمگاه موسوم است . در چهار ساعت و يك ربع كم به ظهر مانده از قلّهء كوه روانه شديم و چهار ساعت بعد از ظهر به ارجمند رسيديم . در عرض اين راه دهات بسيار بود . اين دهات در كنار رودخانهء نمرود واقع شدهاند . نهرهاى متعدّد داخل اين رودخانه مىشود و به سمت جنوب مىرود تا آنكه رودخانهء عظيمى / 234 / شده موسوم مىشود به دلى چاى و از آنجا به صحراى لاس جرد و خوار منتهى مىگردد . اطراف رودخانه زمين كم عرض است كه زراعت مىشود ، مع هذا بعضى از دهات خيلى معتبر و آباد هستند . اسامى دهات از
--> ( 1 ) . اصل : لاسم . ( 2 ) . اصل : لاسان .